الشيخ أبو الفتوح الرازي
78
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
سستى مكنيد ( 1 ) در طلب ( 2 ) كافران كه اگر شما الم و درد مىيابيد ( 3 ) ، ايشان نيز درد مىيابند [ چنان كه شما مىيابيد ] ( 4 ) و اميد مىداريد ( 5 ) شما از خداى آنچه ايشان اميد ندارند ( 6 ) ، و خداى دانا و محكم كار بوده است . قوله : * ( إِنَّ الَّذِينَ تَوَفَّاهُمُ الْمَلائِكَةُ ) * ، مفسّران گفتند : آيت در جماعتى آمد از اهل مكّه ( 7 ) به زبان ايمان آوردند و در دل نفاق داشتند ، از جملهء ايشان قيس بن الفاكه بود و قيس بن الوليد بن المغيره ، و هجرت نكردند با رسول - عليه السّلام . چون مشركان به بدر حاضر آمدند ، ايشان با مشركان حاضر آمدند ، چون قلَّت لشكر مسلمانان ديدند گفتند : غرّ هؤلاء دينهم ( 8 ) ، دين ايشان اينان را بفريفته است . ايشان در غزات بدر كشته شدند ، فرشتگان بر روى و پشت ايشان مىزدند و مىگفتند : ذُوقُوا عَذابَ الْحَرِيقِ ( 9 ) . ابو الجارود روايت كرد از باقر - عليه السّلام - كه اينان پنج كس بودند : حارث بن زمعة بن الأسود ، و ابو العاص بن منبّه بن الحجّاج ، و علىّ بن اميّة بن خلف ، و قيس بن الوليد بن المغيره ، و قيس بن الفاكه بن المغيره ، هر پنج در بدر كشته شدند . حق تعالى گفت : آنان كه ( 10 ) فرشتگان جانهاى ايشان برداشتند ، و ايشان ظالم نفس خود بودند . و نصب او بر حال است از مفعول به ، يعنى در آن حال كه ايشان چنين بودند . و « توفّى » و « استيفاء » تمام بستدن باشد . و « توفية » تمام به دادن باشد ، و مراد قبض روح است ، و قبض و استيفاء و توفّي در يك طريق باشد جز كه توفّي بليغتر است از قبض . و مرده را متوفى براى آن گويند كه مقبوض الرّوح باشد ، قال اللَّه تعالى ( 11 ) : يَتَوَفَّى الأَنْفُسَ حِينَ مَوْتِها ( 12 ) . . . ، و مراد به ظلم نفس كفر است ، و اصل او نقصان
--> ( 1 ) . لت : مكنى مكنيد . ( 2 ) . تب قوم ، آج ، لب گروه . ( 3 ) . لت : مىيابى مىيابيد . ( 4 ) . اساس ، مت ، ندارد ، با توجّه به وز افزوده شد . ( 5 ) . لت : دارى / داريد . ( 6 ) . وز ، تب ، آج ، لب ، لت : نمىدارند . ( 7 ) . تب ، لت كه . ( 8 ) . سورهء انفال ( 8 ) آيهء 49 . ( 9 ) . سورهء حج ( 22 ) آيهء 22 . ( 10 ) . آج ، لب : گفت كه . ( 11 ) . تب ، لت اللَّه . ( 12 ) . سورهء زمر ( 39 ) آيهء 42 .